صفحه اصلی > آرشیوها > آرشیو یادداشت ها 
اخبار > سلولهای بنیادی


  چاپ        ارسال به دوست

سلولهای بنیادی

 تاريخچه‌ سلولهاي‌ بنيادي‌ مزانشيمي‌

 

  وجود سلولهاي‌ بنيادي‌ مزانشيمي‌ درمغز استخوان‌ در اواخر قرن‌ 19 به‌ وسيله‌ Goujon در سال‌ 1969 عنوان‌ شد بطوري‌ كه‌ ابتدا پتانسيل‌ استئوژنيك‌ اين‌ سلولها با پيوند مغز استخوان‌ خرگوش‌ عنوان‌ شد. انجام‌ آزمايشات ‌مشابه‌ بوسيله‌ Baiakow در سال‌ 1970 صورت‌ گرفت‌ که وجود این سلولها را تایید کرد. در سال‌ 1960 Danis, نشان‌ داد كه‌ تمام‌ مغز استخوان داراي‌ خاصيت‌ استئوژنيك‌ است‌ و بوسيله‌ انتقال‌ مغز استخوان‌ در درون‌ يك‌ اتاقک کشت  و پيوندآن در حيوان‌ ميزبان‌ اين‌ خاصيت‌ را اثبات‌ كرد. آزمايشات‌ مشابه‌ به‌ وسيله‌ افرادي‌ چون‌ Friedenstein   در سال 1970  Bruder و همکارانش  در سال  1963 و  Petrakovaدر سال 1966 انجام‌ شد که تشكيل‌ استخوان‌ و غضروف‌ دراتاقک کشت ،اثبات‌ خاصيت‌ استخوانسازي‌ و غضروف‌ سازي‌ اين‌ سلولها را مسجل کرد.Friedenstein  و همکارانش در سال‌ 1973 نشان‌ دادند كه‌ پتانسيل‌ استئوژنيك‌ مغز استخوان‌ مربوط به‌ يك‌ زير گروه‌ ويژه‌ ازسلولهاي‌ مغز استخوان‌ است‌ كه‌ تحت‌ عنوان‌ CFU-Fs ناميد، این سلولها بخش‌ بسيار كوچكي‌ از جمعيت‌ سلولهاي‌ مغزاستخوان‌ را تشكيل‌ ميداد .او همچنين‌ در سال‌ 1980 نشان‌ داد كه‌ سلولهای   CFU-Fs  تشكيل‌ شده‌ از سلولهاي‌ واحد، قادر به‌ تشكيل‌ استخوان‌ و محيط داخلی استخوان که لازم‌ براي‌ تشكيل‌ عناصر خوني‌ است‌،می باشد. Trentin در سال 1976 و Friedensten در سال 1974 ،براي‌ اولين‌ بار فنوتيپ‌ سه‌ گانه‌(استخوان‌،چربي‌وغضروف‌)را براي‌ سلولهاي‌ بنيادي‌ مغز استخوان‌ نشان‌دادند.

   اولين‌ مفهوم‌ رسمي‌ ارائه‌ شده‌ از يك‌ سلول‌ بنيادي‌ درمغز استخوان‌ به‌ وسيله‌ Owen در سال‌ 1978 عنوان‌ شد Tilland .  Culloch  در سال‌ 1980 يك‌ دودمان‌ قابل‌ مقايسه‌ با دودمان‌ خونساز در مغز استخوان‌ را معرفی كرد   و Owne در سال‌ 1985 روي‌ اين‌ فرضيه‌ آزمايش‌ كرد، او يك‌ مدل‌ براي‌ دودمان‌ استرومال‌ ‌ شامل‌ سلولهای بنیادی ، سلولهای متعهد شده  و سلولهای بالغ  و و يك‌ دياگرام‌ دودماني‌ تحت‌ عنوان‌ stromal stem cell كه‌ شامل‌ سلولهاي‌ رتيكولار، فيبروبلاستي‌، آريپوسيت‌، استئوژنيك‌ و فنوتيپ‌ مرحله‌ انتهايي‌ است‌، عنوان کرد .

   در سال‌ 1991 Caplan عنوان‌ كرد كه‌ يك‌ سلول‌ بنيادي‌ MSCs داراي‌ ظرفيت‌ تمايز به‌ فنوتيپهاي‌ مزانشيمي‌ شامل‌ چربي‌، تاندون‌، ليگاسيت‌، ماهيچه‌ و درم‌ است‌. او همچنين‌ در سال‌ 1994 ثابت‌ كرد كه‌ 35٪ کلني‌هاي ‌ CFU-fجداشده‌ از مغز استخوان‌ قادر به‌ تشكيل‌ استخوان‌ در پيوندهای سلولي‌ است..Friedenstein درسال‌ 1980 نيز ثابت‌ كه‌ حدود 40٪ از سلولهاي‌ جداشده‌ از مغزاستخوان‌ خرگوش‌ به‌ وسيله‌ سنجش‌ کلني‌ قادر به‌ تشكيل‌ استخوان‌هستند

Bennet  و همکارانش  درسال‌ 1999 ثابت‌ كردند كه‌ سلولهاي‌ مزانشيمي‌ چند توان جداشده‌ از مغزاستخوان‌ موش ‌ترانس‌ ژنيك‌ داراي‌ يك‌ ژن‌ براي‌ خاصيت‌ ناميرايي‌  است‌.  سپس Dexter ‌ در سال‌ 1982 و Dennis درسال 1999 در مطالعه‌اي‌ نشان‌ دادند كه‌ کلني‌هاي چند توان جداشده‌ به‌ وسيله‌ سنجش کلني‌ تحت‌ شرايط كشت‌ ناميرا شده‌ و سپس‌ براي‌ پتانسيل‌ تمايز تحت‌ شرايط كشت‌ استاندارد بررسي‌ شدند آنها همچنین عنوان کردند که درمحیط  in vivo تمايز سلولهاي   MSCs جداشده‌ از مغز استخوان‌ داراي‌ پيچيدگي‌ فراواني‌ است‌. نتايج ‌مشابه‌ براي‌ سلولهاي  MSCs جداشده‌ از مغز استخوان‌ انسان‌بوسیله در سال 1999 عنوان شد به این ترتیب که 3 کلني‌ جداشده‌ از 6 کلني سلولهای ‌ MSCs پتانسیل  تمايز به‌استخوان‌ و چربي‌ وغضروف‌ را نشان‌ دادند، درحالي‌ كه‌ هر 6 لكني‌ قادر به‌تشكيل‌ استخوان‌ بودند.

 

 منشاءتكاملي‌ سلولهاي‌ مزانشيمي‌

 

   بخش‌ كاملا نامشخص‌ بيولوژي‌ سلولهاي‌ MSCs بحث‌ آنتوژني‌ و منشاء تكاملي‌ اين‌ سلولهاست‌ آنچه‌ كه‌ در اين‌ بخش ‌اهميت‌ دارد ارتباط واقعي‌ بين‌ سلولهاي‌ بنيادي‌ مزانشيمي‌ چند توان موجود در بافتهاي‌ مختلف‌ است‌ و اينكه‌ آيا همه‌ اين‌ سلولها زاده‌ يك‌ سلول‌ بنيادي‌  همه توان در مرحله‌ جنيني‌ است‌. سلولهاي‌ MSCs به‌ وسيله‌ سه‌مكانيسم‌ مختلف‌ در دوران‌ جنيني‌ از محل‌ اوليه‌ جنيني‌ خود به‌ مغز استخوان‌ مهاجرت‌ مي‌كنند كه‌ به‌ شرح‌ ذيل‌ مي‌باشد:

 

1-مكانيسم‌ اول‌ اين‌ طور عنوان‌ مي‌شود كه‌ سلولهاي‌ MSCs در طول‌ مرحله‌ رگ‌ سازي‌ در دوران‌ جنيني‌ وارد مغزاستخوان‌ مي‌شوند.

 

2- آنها بعد از مرحله‌ رگ ‌سازي‌ در طول‌ مسير سياهرگي‌ به‌ فضاي‌ صفاق‌ مهاجرت‌ كرده‌ و سپس‌ از آنجا به‌ مغز استخوان‌وارد ميشوند.

 

3- این سلولها مي‌توانند از طريق‌ اجزاء خوني‌ واقعي‌ وارد مغز استخوان‌ شوند كه‌ وجود يك‌ گردش‌ خوني‌ رابرای سلولهاي ‌ MSCsعنوان‌ مي‌كند.

 

  دردو مورداول‌ تنها از نظر زمان‌ دخول ‌این سلولها به مغز استخوان‌ تفاوت وجود دارد ولی مسير مهاجرت‌ آنها يكي‌ است‌ .در مكانيسم‌ سوم‌ كه‌ بادو مكانيسم‌ اولي‌ به‌ طور كلي‌ تفاوت‌ دارد‌، سلولهاي‌ MSCs از نظر اينكه‌ در كدام‌ طرف‌ مويرگ‌ قرار مي‌گيرند، درداخل‌ حفره رگی  يا بيرون‌حفره رگی  متفاوت‌ مي‌باشند. در اين‌ مكانيسم‌ مهاجرت‌ يا گردش‌ سلولهاي‌ MSCs عمل ‌بسيار مهمي‌ است‌ كه‌ براي‌ ترميم‌ بافتهاي‌ بالغ‌ درنظر گرفته‌ مي‌شوند.

 

 



دانلود فايل : rwrw.jpg ( 23KB )


١٢:١٤ - 1393/03/17    /    شماره : ٦٨٣    /    تعداد نمایش : ٣٢٤٢



خروج




©تمامی حقوق متعلق به این سایت و برای ستاد توسعه علوم و فناوری های سلول های بنیادی

معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری محفوظ می باشد.